برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
.I wasn't even high, but it was a whole new level
I opened up to someone I never thought I would about some very personal stuff
And I'm a private person who wouldn't speak rather than bullshit unless pretty drunk
.Let's see how I feel about it tomorrow moing
.I know I'd regret it anyway, but let's just wait and see
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
_ یه نگاه به تیروتختهی خونهت بنداز.
_ چه طور؟
_ دیشب پام گرفت یه جایی که یادم نمیاد، الان کبود شده. ببین اونا جاییشون سفید نشده؟
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
Why is it easier being myself when I'm actually pretending
برچسب: رودربایستی,
نویسنده: کامیار احمدی
برچسب: ستاره,
نویسنده: کامیار احمدی
?Have you ever fallen in love in a dream
?I don't know, maybe. Why
Just wanted to know if there's a way of going back into that dream and never waking up
?Like inception the movie
Very much. I just need to go back and find him. But what if he's already moved on by the time I'm back into dreaming? I know it's a different time zone there. Days and nights don't stick together like here... what should I do
.I think it's time to wake up
?You sure
.I smell coffee
.Okay
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
_ اینو گوش کن! اصن میبردت تو یه عالم دیگه!...
_ صداشو زیاد کن.
_ میدونستم خوشت میاد!
_ بیشتر.
_ خوبه؟
_ بیشتر.
_ از این بیشتر گوشو اذیت میکنه...
_ میگم زیادش کن!!
_ باشه خب... مگه گوشات سنگین شده؟
_ نه.
_ اذیتم نمیشی؟
_ تا وقتی صدای فکرامو نشنوم، نه.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
باید برگردونمت زیر پوستم.
خندههام زیر سیب گلوت، بازدمم نقش گردنآویزت. زخامت پوست برام بینهایت فاصلهست از تو. چند ساعت رانندگی پیشکش.
عمیقتر شو؛ بشو ششهام. اسکلت بدنم، گوشت تنم. سرخ شو، درونم جریان شو.
بشو داغی پشت چشمام، سرازیر شو روی پوستم و همون جا بشین.
مثل حالا.
مثل هرشب.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
یه سن و شرایط تخمیایه نه با خانوما حرف مشترک داری نه تو جمع آقایون جای چندانی.
برچسب: معلق,
نویسنده: کامیار احمدی
جوری هیچ اثری ازش نیست که انگار هیچ وقت نبوده از اول.
به جز گلدونش؛ اومد گذاشتش پیشم و رفت.
حال اون هر روز بهتر میشه، شاخ و برگ میده، گل میده. دیدنش هم مایه دلگرمیه هم آینه دق.
"ندیدنش بهتر از نبودنشه."
برچسب: آینه,
نویسنده: کامیار احمدی
مذکر، سی و خردهای ساله: خیلی حال خوبیه!
مونث، بیست و یک ساله: چی؟
_ رانندگی تو حال مستی...
_ جدی؟
_ آره!
_ تا حالا نکردم..
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
چیزی نیست
فقط صد سال اولش سخته.
برچسب: نیست,
نویسنده: کامیار احمدی
Why do insist on making everything bold and not to appreciate delicacies of being.
برچسب:
نویسنده: کامیار احمدی
برچسب: استغاثه,
نویسنده: کامیار احمدی
چرا فراموش کردنت این قدر دردناکه؟
برچسب: حادثه,
نویسنده: کامیار احمدی